عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 24

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بوده و حصار گوسفند ناميده مىشد ، و با در نظر گرفتن كثرت رمه‌هاى آنان ، به احتمال قريب بيقين مىتوان نظر داد كه اصطلاح آق‌قويونلو بمعنى : « گوسفندداران بزرگ » بوجود آمده است و پيشوند آق در اين اصطلاح ، كثرت تعداد و فزونى شمار گوسفندان آنان را بيان مىدارد . بر كثرت گوسفندان و بزرگى رمه‌هاى آنان اين دليل كافى است كه ابو بكر تهرانى در تاريخ ديار بكريه مىنويسد : « بايندر خان در ييلاق گوگچه‌دنيز مجمع بزرگ تشكيل داد و طوى عظيم برپانمود ، و در آن جشن يك‌صد و بيست هزار گوسفند نر كشت . » 22 نه تنها آق‌قويونلو و قراقويونلو به صاحبان رمه‌هاى بزرگ گوسفندان لقب داده شده است ، بلكه عشيره‌هايى كه صاحب رمه‌هاى بزرگ بز بودند و اختصاصا به پرورش بز اشتغال داشتند ، آنان را آق‌گچىلو و قراگچىلو ( بزداران بزرگ ) مىناميدند كه اين عشيره‌هاى چادرنشين در شمال شرقى « سيورك » ساكن بودند . 23 5 - آق‌اولى - ( صاحب چادرهاى بزرگ و باشكوه ) ، آق‌اولر ( خيمه‌هاى بزرگ ) . تركمانان قبايلى ييلاق و قشلاق‌نشين بودند . براى سهولت امر كوچ و اسكان ، بيشتر در چادرها زندگى مىكردند . چادرهاى تركمانان را او ( به رسم الخط قديم ايو ) مىناميدند . بدين نوشته عاشق پاشازاده توجه فرمايند : « يور كوچ پاشا تركمانك اوينه سوردى ، تركمانك اوى دخى چوروملو يوره سينه قونمشلردى . » يعنى : يور كوچ پاشا چادرهاى تركمانان را سراغ گرفت ، چادرهاى تركمانان به چوروملو كوچ و نقل مكان كرده بود . 24 ابو بكر تهرانى در تاريخ ديار بكريه كلمه او را بوضوح كامل اين‌گونه شرح مىدهد : « بايندر خان به قشلاق قراباغ و ييلاقهاى گوگچه‌دنيز توجه نمود و قرلتاى بزرگ كرد و جمعيت عظيم ساخت و طوى بزرگ كرد و خرگاهى زرين به غايت بزرگ زد كه به لغت ترك به آن او ( ايو ) گويند و در آن طوى يك‌صد و بيست هزار گوسفند اركج ( نر ) و نه هزار ماديان و هيجده هزار گاو كشت . » 25 در داستان شماره 12 كتاب دده قورقود مراسم سوگوارى به يه رك قهرمان در آق‌او ( خرگاه بزرگ و باشكوه ) برگزار گرديده است . 26 دشت گرگان براى پرورش اغنام و احشام محل مناسبى بوده و جايگاه قبايل